حسین درودیان، کارشناس اقتصادی
بعد از جنگ رمضان، یک نیروی جدید با وزن تورمی بالا وارد اقتصاد کشور شده است. این موضوع به کمبودهایی برمیگردد که در اثر جنگ، محاصره و آسیبدیدگی زیرساختها ایجاد شده است. به نظر من، این سه عامل اکنون در حال نقشآفرینی هستند و بخشی از فشار تورمی موجود را ایجاد میکنند. بنابراین، برای تحلیل وضعیت فعلی تورم، باید این عوامل را در کنار سایر عوامل تورم در نظر گرفت.
اگر بخواهیم درباره میزان کنشگری بانک مرکزی، یعنی عاملیتی که بانک مرکزی در برابر این شرایط دارد، صحبت کنیم، باید ببینیم ابزارهایی که در اختیار بانک مرکزی قرار دارد، تا چه اندازه میتواند در مقابل این نیروهای جدید تورمی مؤثر باشد. به نظر من، ابزارهایی که بانک مرکزی در حال حاضر در اختیار دارد، در مقابل این نیروها، ابزارهای نسبتاً کند هستند.
البته این به این معنا نیست که بانک مرکزی نمیتواند ابزارهای بهتری داشته باشد، اما مسئله اصلی به ماهیت این مشکلات برمیگردد. اساساً جنس این مسائل به گونهای است که ابزارهای متعارف بانک مرکزی خیلی بر آنها کارگر نمیافتد. وقتی با کمبودهایی مواجه هستیم که در اثر جنگ، محاصره و آسیبدیدگی زیرساختها ایجاد شدهاند، نمیتوان انتظار داشت که ابزارهای معمول سیاست پولی بتوانند بهسرعت و مستقیماً این مسائل را برطرف کنند.
به همین دلیل، به نظر من بهتر است بانک مرکزی حتی در زمینه کنترل تورم، با توجه به ماهیت تورم موجود، اصرار بیش از حدی نداشته باشد. مسئله این است که اگر بانک مرکزی بخواهد برای مقابله با این تورم از ابزارهای موجود استفاده کند، باید توجه داشته باشد که این ابزارها در برابر چنین نیرویی خیلی نافذ و کارگر نیستند.
در نتیجه، ممکن است بانک مرکزی برای اینکه بتواند اثرگذاری لازم را ایجاد کند، مجبور شود از همان ابزارها با شدت بسیار زیادی استفاده کند. این در حالی است که استفاده شدید از ابزارهای پولی، خودش میتواند آسیبهای زیادی به اقتصاد وارد کند. بنابراین، نباید تصور کرد که هرچه استفاده از ابزارهای بانک مرکزی شدیدتر باشد، الزاماً نتیجه بهتری در کنترل تورم به دست خواهد آمد.
به نظر من، در شرایط فعلی باید ابتدا ماهیت این نیروی تورمی را شناخت و بعد درباره میزان و نحوه استفاده از ابزارهای بانک مرکزی تصمیم گرفت. اگر بخش مهمی از تورم موجود از کمبودهایی ناشی میشود که در اثر جنگ، محاصره و آسیبدیدگی زیرساختها ایجاد شده، طبیعی است که ابزارهای متعارف بانک مرکزی اثر محدودی بر آن داشته باشند.
بنابراین، مسئله فقط این نیست که بانک مرکزی چه میزان میتواند در برابر تورم کنشگری داشته باشد؛ بلکه باید دید این کنشگری با چه ابزارهایی و در برابر چه نوع نیروی تورمی انجام میشود. اگر ابزارها متناسب با ماهیت مسئله نباشند، افزایش شدت استفاده از آنها میتواند به جای حل مسئله، هزینههای بیشتری برای اقتصاد ایجاد کند.